تولد
نفس مامانی پیشاپیش تولدت مبارک
عمر مامانی اصلا باور نمیشه یک هفته دیگه یک ساله میشی، قربونت برم الهی 120 ساله بشی
، الان که دارم اینا رو مینویسم خواب هستی، وای اگه بیدار بشی امون نمیدی مگه می ذاری من پای کامپیوتر بشینم!
هستی من محمد رضا الهی همیشه سرحال و شاداب و سرحال باشی
جیگر طلا راستی دوشنبه مورخ 7/12/91 بوس کردن رو یاد گرفتی وقتی مامانی داشت نماز می خوند تو اومده بودی وسط سجاده من نشسته بودی ، البته همیشه همین طوری هستی، مهر منو برداشته بودی نمی ، من هم بهت گفتم پسر خوشگلم گناه داره باید بوسش کنی، بهت یاد دادم چطوری بوس کنی. از اون روز تا حالا هر موقع سجاده را پهن می کنم می دوی میای مهر و تسبیح رو بوس می کنی، این هم بگم اصلا نمی ذاری من کتاب دعا رو باز کنم سریع می خوای از دستم بگیری و پاره کنی.
عزیز دلم دیشب من و بابایی و خودت رفتیم واسه تولدت کیک سفارش دادیم، تنوعش زیاد بود اما بالاخره یه کیک به شکل درخت که روش تزئین شده بود انتخاب کردیم آخه تو درخت ها رو خیلی دوست داری
گلم به خدا میسپارمت


تولد
