محمد رضامحمد رضا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

زندگی مامان

اولین مسافرت

1391/8/11 11:39
نویسنده : مامان فاطمه
120 بازدید
اشتراک گذاری

29 مهر ماه با عسلمون رفتیم به پابوس امام رضا (ع)، اونجا حسابی شیطونی می کردی اصلا نمیذاشتی ما زیارت درست و حسابی  بکنیم ، موقع نماز جماعت که می شدن بابایی تو رو نگه می داشت و من نماز جماعت می خوندم اما همش حواسم پیش تو بود. تو اولین بار بود که سوار هواپیما میشدی، کلی تو هواپیما شیطونی کردی و خاطرخواه پیدا کردی  و همه می گفتن چقدر شیرینی ! نفس مامانی سر میز غذا اصلا نمیذاشتی ما بخوریم ، به خاطر همین نوبتی کرده بودیم اول بابایی می خورد و من تو رو نگه می داشتم بعدش من می خوردم . مدام می خواستی بیای سر میز غذا  و همه چیز رو به هم بزنی ، خلاصه اونجا هم چند نفر خوششون اومده بود، یه خانومه اومد تو  رو بردش  توی اتاقشون ، چند نفر هم میگفتن تو دختری! رضا جونم اونجا دو تا عکس خوشگل هم ازت گرفتیم اگه بدونی چقدر ماه افتادی ، قربونت برم الان وقتی بهت میگیم عکست کو سریع برمی گردی و نگاهش می کنی، خلاصه عسلم با اینکه اونجا یه کمی ما رو اذیت کردی اما چون اولین سفرمون با تو بود خیلی خوش گذشت و کلی خاطره برامون موند

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

ليلا
11 آبان 91 12:03
گل قشنگ خاله قشنگترين لحظه زندگيم وقتي بود كه تورو توبغلم گرفته بودم آخه خاله قربونت بره اولين نفري كه تورديدمن بودم اولين خوش آمدزندگيتومن بهت گفتم .خدارو بابت اين هديه قشنگش هزاران بار شكرميكنم