نفس مامان
محمد رضا عزیز دل مامانی هزار ماشاءالله روز به روز داری شیرین تر و زیبا تر میشی، الهی مامان قربون اون زبونت بریم که اینقدر شیرین حرف میزنی و اینقدر خوشگل میگی مامان. اگه بدونی چقدر شیرین کاری می کنی و شیرین زبون شدی، آدممی خواد درسته بخوردت.
اما مامان یاصلا غذا نمی خوری و بابت این مامان خیلی ناراحته و غصه میخوره! میترسم وقتی هفته دیگه که میبرمت برای د و وزن، وزنت کم باشه قربونت برم. وای نفس مامان 16 همین ماه که شهریور باشه واکسن 18 ماهگی داری ، شنیدم خیلی سخته و چندین ماهه که تو فکرش هستم و میترسم. خوشگلم وقتی چند روز پیش با خاله جون بردیمت بیرون پیش اون ماکت ها که خیلی دوستشون داری از بس ذوق میکنی و میدوی همه نگاهت میکنن و نوشونت میدن، تو هم واسشون بوس پرت میکنی. بعضی ها واست لا حول ولا می خونن بعضی ها هم میگن خدا نگه داره و بعضی ها هم مبگن ماشاءالله این هم عکس های اون روزی که خیلی تو خیابان ذوق میکردی
عکس اولی دمغ عمو رو گرفتی عمو (ماکت مجسمه)
عکس دومی واسه عمو موش شدی




نفس مامان
