ماهگرد تولدت مبارک دلبندم
مبارک مبارک هورا! 22 ماهت در این ساعت تموم شد بوس بوس بوس
عزیز دل مامان دوباره ماهگرد تولدت اومد و تو وارد 22 ماهت پر شد، اصلا باورم نمیشه تو روز به روز بزرگتر و شیرین تر و زیبا تر میشی و قد میکشی و من شاهد همه اینها هستم، نفس مامان اگه اگه اگه فقط یک روز تو نباشی و نفس هایت نباشه من هم نیستم و نفس نمیکشم! میخواستم تینو بگم بدونی که چقدر عاشقت هستم و دوستت دارم. عمر مامان تقریبا دو هفته هست که یاد گرفتی همش دیگه منو مان جون صدا میزنی و من دلم واست غش و ضعف میره حسابی بوست میکنم. تو خواب هم همین طور اگه شیر بخوای تو خواب میگی: مان جون مان جون می می
وقتی میخوای مامانی رو بوس کنس اول لبها و بعدش میگی اون چی چی یعنی اون طرف صورت بعد دوباره مگی اون چی چی یعنی این طرف صورت اینقدر هم محکم و خوشگل بوس میکنی که دلم واست ضعف میره
محمد رضا نازم اینقدر شیرین زبون شدی که نگو، اسمت رو کامل بلدی و فامیلیت هم همین طور و سنت هم میگی 2 سال، وقتی میگیم مامان و بابا رو چقدر دوست داری میگی : دنیا ، بعدش خودت با اون زبون شیرینت میگی: آلا: آقا جون،دنیا- نم نم:مادر جون،دنیا-دایی:دایی،دنیا-حاله:خاله،دنیا
روزها همش دوست داری بازی کنی و بری قایم بشی من بیام پیدات کنم در کنار این عاشق نقاشی کشیدن هستی و همش دفتر و مداد رنگی هات تو دستت هست. عزیز مامان ماه محرم و صف تموم شد تو بازم همش داری میگی :یا حسین –ابافضل و بعدش تند تند میزنی به سینه ات و بعدش میگی یا حسین و پچم قربون اون صدات و گفتنت برم الهی امام حسین و حضرت اباالفضل نگهدارت باشن، مادر جون همیشه میگه امام حسین و حضرت ابوالفضل جواب محمد رضا رو میدن چون صداش رو میشنون
تو خونه مادر جون یه قاب عکس بزرگ حضرت ابالفضل هست و زخمی شده لب چشمه فرات تو عاشق اون هستی و همش میگی برات بیارن و اونو مدام بوس میکنی و ناراحتی ات رو بابت اینکه سرش و دستش زخمی هست نشون میدی و میخوای گریه کنی، عمرمامانی تو عاشق مشهد هستی و همش تو تلویزیون وقتی مشهد رو نشون میده تو اینقدر ذوق میکنی که نگو مدام تند تند میگی مان جون مشهد مشهد بعدش میری و بوسش میکنی (عزیز دلم فکر کنم از من به تو رسیده چون من هم عاشق امام رضا (ع) هستم)


ماهگرد تولدت مبارک دلبندم
