از شیر گرفتن
از شیر گرفتن دلبند مامانی بلاخره از شیر گرفتمت اما خیلی خیلی سخت بود هم من خیلی اذیت شدم هم خودت نفس مامانی ، آخه تو خیلی خیلی وابسته شیر مامانی بودی لحظه ای جدا نمی شدی و مدام دوست داشتی شیر بخوری یعنی بیشتر از غذا به شیر مامانی وابسته بودی، عشق مامانی در تاریخ 2/12/92 از شیر گرفتمت و تو همش میای بوسش میکنی و میگی خوب خوب ، یعنی بوسش کنم زود خوب بشه، آخه مامانی تلخک میزد به می می ! از حدود یک ماه پیش چسب میزدم تو طی روز بهت شیر نمی دادم فقط نمیه شب ها میدادم اما تو بعد از چند روز فهمیدی و میگفتی بکَن بکَن. نمی های شب خیلی خیلی گریه میکنی و شیر می خوای اما دیگه نمیشه دلبند مامان، دو هفته پیش یه دونه انار رو برداشتم و سوره یاسین رو بهش خوندم و بهت هر روز میدادم میخوری آخه صبر بچه رو زیاد میکنه تو از شیر گرفتن. عزیز دلم چند روز دیگه میلاد زیبایت هست و پیشاپیش بوسه بارانت میکنمو از ته ته ته قلبم برات آرزوی سلامتی و عاقبت به خیری دارم، امید وارم به تموم آرزوهایت برسی و مامان هم به آرزوی هایی که برای تو داره برسونی


از شیر گرفتن 
