مریضی
الهی مامان قربون اوم چشم های خوشگلت برم ، نفس مامان دوباره مریض شدی و هم گوشت و هم دوباره چشم های خوشگلت عفونت کرد، البته این بار هم خودت و هم بابایی مقصرید! خوت چون حستبی خاک بازی کردی و بابایی چون بهت خربزه داد،دیشب بردیمت دکتر و آقای دکتر بعد از معاینه گفت گوشت و چشم هات عفونت کردن ! عزیز دلم خیلی برای قطره چشمی که میخوام بریزم واست اذیت میکنی،اینقدر به شکم مامان لگد میزنی که نگو،الان چند دقیقه ای نیست که خوابیدی حسابی برای قطره ریختن گریه کردی گلم. اما گوش شیطون کر برای شربت خوردن اذیت نمیکنی ...
نویسنده :
مامان فاطمه
17:05




