محمد رضامحمد رضا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

زندگی مامان

از شیر گرفتن

عزیز دل مامانی تقریبا دو هفته هست که اقدام کردم برای از اشیر گرفتنت تو خیلی خیلی وابسته شیر مامان هستی و این کار منو سخت کرده، صبح چسب میزنم روی می می و تو میبینی و میگی اُخ شده بعدش میگی بوس نازخوب، یعنی بذار بوسش کنم و بعدش نازی کنم تا خوب بشه و خیلی بهونه گیری میکنی، فعلا روزی 2 بار شیر میده یه بار صبح از خواب بلند میشی و یه بار دیگه شب موقع خواب! نفسم از صبح تا شب مدام میای و میگی بینم خوب، خلاصه از هفته دیگه میخوام بکنم روزی 1 بار تا کم کم تا ماه دیگه بگیرم. برای خودم هم خیلی سخته چون گاهی اوقات واقعا آرامش میگیرم وقتی میچسبی بهم و شیر میخوری، اما گاهی اوقات نیمه های شب دیگه حالت تهوع میگیرم این قدر شیر میخوری، خدا کمکم کنه تا این پر...
15 بهمن 1392

ماهگرد تولدت مبارک دلبندم

مبارک مبارک هورا! 22 ماهت در این ساعت تموم شد بوس بوس بوس عزیز دل مامان دوباره ماهگرد تولدت اومد و تو وارد 22 ماهت پر شد، اصلا باورم نمیشه تو روز به روز بزرگتر و شیرین تر و زیبا تر میشی و قد میکشی و من شاهد همه اینها هستم، نفس مامان اگه اگه اگه فقط یک روز تو نباشی و نفس هایت نباشه من هم نیستم و نفس نمیکشم! میخواستم تینو بگم بدونی که چقدر عاشقت هستم و دوستت دارم. عمر مامان تقریبا دو هفته هست که یاد گرفتی همش دیگه منو مان جون صدا میزنی و من دلم واست غش و ضعف میره حسابی بوست میکنم. تو خواب هم همین طور اگه شیر بخوای تو خواب میگی: مان جون مان جون می می وقتی میخوای مامانی رو بوس کنس اول لبها و بعدش میگی اون چی چی یعنی اون طرف صورت بعد دوب...
16 دی 1392

شیرین زبون

فرشته مامانی محمد رضای نازم اون زبون خوشگلت خیلی دیگه شیرین شده و من عاشق ترش شدم ، اسم خوشگلت رو دیگه کامل یاد گرفتی و (محمدضا) فامیلت هم راحت یاد گرفتی و میگی: خلیلی اگه بدونی چقدر شیرین میگی، چند روزه که یاد گرفتی میری عقب حال میایستی و من باید دست هامو باز کنم و تو بدوی بیای تو بغلم و منو بوس کنی یکی اون لپ و بعدش خودت میگی اون چی چی یعنی اون ور لپت هم بیار و اون موقع هست که واست ضعف میکنم و حسابی میچلونمت عشقم هر کاری میکنم که دیگه می می کمتر بخوری نمیشه و تو حسابی وابسته هستی و خیلی دارم اذیت میشم چون اصلا غذا نمیخوری همش میگی می می، هر کی تو رو میبینه میگه چقدر کوچولو موندی و من اصلا دوست ندارم اینو بشنوم! نفسم حدود 10 روز بود...
25 آذر 1392

ماهگرد تولدت مبارک دلبندم

محمد رضای نازنینم امروز ماهگردت تولدت هست و من خدا رو شکر میکنم که سلامت و زیبا و سرحال هستی عشق مامان امروز وارد 21 ماهگی میشی البته در ساعت 16:45 دقیقه که همین موقع وبلاگت آبدیت میشه و 3 ماه دیگه 2 ساله میشی، الهی مامانی قربون اون قد و بالات بره عزیز دلم؛ عشق مامانی اگه بدونی چه چشم های خوشگلی داری و شبیه دخترها هستی روزهای عاشورا و تاسوعا که سرت چفیه بسته بودم همه با دختر اشتباهی میگرفتنت و باور نمیکردن که پسری! نفس مامانی الهی خدای مهربون همیشه بهت سلامتی بده و به تموم آرزوهات برسی انشاءا... 120 ساله بشی عسل  جیگر طلا تازگی ها وقتی خودت رو به جایی بزنی که دردت بگیره اینقدر این لبهای خوشگلت و شبیه بوس کردن میکنی که ما ...
16 آذر 1392

شیرین زبونی

شیرین زبونی  دلبند مامانی اگه بدونی چقدر شیرین و دوست داشتنی شدی از اون موقعی که به زبون خودت حرف میزنی و شیرین زبونی میکنی، البته در کنار اینها خیلی شیطونی میکنی و مامانی رو اذیت میکنی ، اصلا غذا نمیخوری و باید به زور بهت غذا بدم ، دیگه نزدیک از شیر گرفتنت شده اما تو روز به روز وابسته تر از روز قبل میشی و همش دوست داری می می بخوری، وقتی یه می می رو خوردی به زبون خودت میگی:  اون چی چی  بعدش دل مامانی واست ضعف میکنه حرف های جدیدی که به تازگی یادت گرفتی و میگی: خاله:هاله مدرسه: مس دَدَ  بستی: بستَدَ مادر جون: نم نَ بادکنک: بادَدَ توپ: بوب و خیلی چیزهای دیگه عسلم، الهی من دورت بگردم که روز به روز ...
15 آذر 1392

ماهگرد تولدت مبارک گلم

مبارک مبارک، به دنیا اومدی ! ماهگرد تولدت مبارک   تموم هستی من ماهگرد تولدت مبارک باشه تموم هستی من ، تازگکی ها خیلی کم میام به وبلاگت سر میزنم اخه سرعت اینترنتمون پایینه نمیشه قطع میشه، عمر مامانی ناه محرم اومده بازم دلم غصه دار شده خیلی خیلی دلم گرفته! نفس مامان روز به روز شیرین تر و زیباتر میشی الهی به حق این ماه همیشه سلامت و سرحال باشی. تو تموم آرزوی من هستی
16 آبان 1392