محمد رضامحمد رضا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

زندگی مامان

شیطونی

1392/7/18 16:43
نویسنده : مامان فاطمه
130 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عمر مامانی ! خیلی  دوست دارم هر روز مثل اون روزهایی که سر کار میرفتم بیام و وبلاگت رو بنویسم اما نمیذاری عشقم، خیلی خیلی وابسته من شدی و یه لحظه نمی تونم تنهات بذارم فقط با خودم آروم میشی و مدام دوست داری شیر بخوری و منو ناز کنی. عسلم اصلا غذا نمیخوری تازه چند روزه که دارم بهت شربت اشتها آور میدم یه کمی غذا میخوری، نصف  شب ها حسابی منو اذیت میکنی خیلی بد میخوابی  و گریه میکنی وقتی بیدار هم میشی با هزار ناز و عشوه میگی: می می می می!

یه شیرین کاری که جدیدا یاد گرفتی و من عاشقشم اینه که یه نون بزرگ رو بر میداری حسابی لوله اش میکنی با زورمیذاری تو دهنت، آخه نون خیلی دوست داری

نفسم  چند شبه میخوام ببرم بذارمت تو اتاقت اما زودتر از ما نمیخوابی که این کار رو بکنم  هر چند اصلا دلم نمیاد شب ها مدام بوست میکنم اما دیگه باید جدا بشی نفس، باید عادت کنی که که اتاق خودت بخوابی

عسلم  چند روز پیش رفتیم با هم  امامزاده حرم حلیمه خاتون و رحیمه خاتون (ع) ازشون خواستم هر چی زودتر ما رو به امام رضا برسونن  و تو دست های خوشگل و کوچولوت رو آوردی بالا و گفتی آمین، بعدش شب بابایی اومد و گفت رفتم آژانس و  بلیط مشهد گرفتم. خیلی خیلی خوشحال شدم اخه چند روزه دارم خواب مشهد رو میبینم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)