علایق نفس مامان و بابا
گل مامانی شما علاقه زیادی به:
گل: تو عاشق گل هستی توی خونه ما هم گل زیاده و تو همشون رو خیلی دوست داری خصوصا اون گل آخری که بابایی واسه تولد من برام خریده، وقتی بابا بهت میگه اون گلی که واسه مامانی خریدیم کو؟ سریع بر می گردی و نگاهش می کنی واسش ذوق می کنی، الهی قربون اون ذوق کردن هات برم
اون اولا که نوزاد بودی می ذاشتمت روبروی گلدونی که گل های زیادی توش هست و تو خیلی نگاهشون می کردی و باهاشون حرف می زدی و از خودت صدا در می آوردی
تلفن: وقتی تلفن زنگ می خوره سریع بر میگردی به سمت اونو زودتر از من خودت می خوای به تلفن برسونی و بگیریش ، وقتی که بغلت می کنم و روی پاهام می نشونمت حسابی سیم تلفن رو می خوری و پیچ و تابش می دی. وقتی که صحبت من تموم می شه می خوام بلند بشم حسابی گریه می کنی
تسبیح: حسابی با تسبیح بازی می کنی و اولین علاقه ات بوده شاید دقیقه به اون خیره می شی و باهش بازی می کنی و ذوق می کنی گاهی اوقات مادر جون باهات شوخی می کنه میگه محمد رضا می خواد شیخ بشه

به مبل راحتی هم علاقه داری و ازشون میگیری و می ایستی و ناخن های خوشگلت رو به روی اون می کشی و وقتی صدا می ده خیلی ذوق می کنی و یک دفعه می افتی
ماهی: ماهی های بابایی رو هم خلیی دوست داری و هر موقع گریه می کنی می برمت پیش اونا سریع آروم می شی و باهاشون حرف می زنی و می خوای دست های کوچولو و نازت رو توش ببری 


علایق نفس مامان و بابا
