نفس
سلام عزیز دل مامانی 
گل پسرم دوباره چشم های خوشگلت عفونت کرده نمیدونم برای چی ، مامانی خیلی حواسش هست که دست به چیز های آلوده نزنی اما نمیدونم چرا این طوری میشه
مامان الهی دورت بگرده صبح نذاشتی تو چشم هات قطره بریزم به خاطر همین صبر کردم بابایی بیاد ، اما تو موقع ریختن قطره این قدر گریه کردی که مامان داشت دلش از جا در می اومد، به هق هق افتادی 
عشقم شاید هم چشمت میزنن آخه هر جا میریم همه عاشق چشم های قشنگت میشن 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نفس 

